آمار هنری فایول: نظریه پرداز اولیه مدیریت و اصول چهارده گانه فایول - فناوری اطلاعات و تجارت الکترونیکی - IT & E-commerce

فناوری اطلاعات و تجارت الکترونیکی - IT & E-commerce

امروز توسعه تجارت الکترونیکی برای سهیم شدن مردم عزیز کشورمان از درآمدهای کلان جهانی حاصل از این سبک تجارت و نهایتا رشد در آمد ملی از ضروری ترین امور روزمر’ به شمار می رود. لذا این موضوع مرا بر آن داشت تا وبلاگی در پرشین بلاگ نیز برای این منظور راه اندازی نمایم تا باشد که به حول و قوه الهی قدمی کوچک در این راه برداشته باشیم . . عیسی نجفی فروردین سال 1387

هنری فایول: نظریه پرداز اولیه مدیریت و اصول چهارده گانه فایول
مدير وبلاگ : عیسی نجفی - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٧
 

فایول، صنعتگر برجسته فرانسوی، یکی از اولین مبلغین تئوری عام مدیریت بود. او به عنوان پدر تئوری مدیریت معرفی شده است.


مشاهدات او مبتنی بر تجربیاتش به عنوان مدیر عالی بوده است که ابتدا در سال 1916 کتاب خود را تحت عنوان مدیریت صنعتی و عمومی منتشر نمود. این کتاب تا سال 1929 به انگلیسی ترجمه نشده و تا سال 1949 در ایالات متحده به صورت گسترده در دسترس نبود.

علی رغم این که حقیقت نوشته های فایول تا سالها بعد از انتشار اولیه آن در گستره وسیعی منتشر نگردید، مفاهیم او اثر عمیقی بر جای گذاشته بود. او مدیریت را در قالب پنج عنصر عمده تعریف می کند: برنامه ریزی، سازماندهی، فرماندهی، هماهنگی و کنترل، این پنج عنصر مدیریت، پایه ای برا ملاحظه فرایندهای اساسی یا وظایف مدیریت شده است.فایول و پیروانش مدافع این ایده بودند که مدیریت یک وظیفه جهانشمول است که باید در قالب فرایند های ممختلفی که مدیر عمل می کند، تعریف شود. او تأکید داشت که فرآیندهای مدیریتی و اصولی که او ایجاد کرده بود، نه تنها در شرکتهای بازرگانی بلکه برای سازمانهای دولتی، ارتشی، مذهبی و سایر سازمانها قابلیت کاربرد دارد. فایول فهرست جامعی از اصول را جهت ایجاد خطوط راهنما برای مدیر، ایجاد نمود. در معرفی این اصول او می گوید:

استحکام و نظم کاری پیکره شرکت، بستگی به تعداد مشخصی از شرایط که به صورت بدون تمایز، اصول، قوانین و قواعد نامیده شده است. برای فرق گذاشتن، من واژه اصول را هرچند وقت یک بار از عقیده راسخ و انعطاف ناپذیر تفکیک می کنم، برای این که هیچ چیز ثابت و مطلق در امور مدیریت وجود ندارد، این تمام موضوع مورد بحث این قسمت است، به ندرت ما اصل را برای شرایط یکسان که دو بار اتفاق بیفتد، به کار می بریم. آن برای شرایط متغیر متفاوت به کار می رود.

اصول چهارده گانه فایول عبارت بودند از:

1- تقسیم کار: اصل تخصصی کردن نیروی کار به منظور تمرکز بر فعالیت جهت کارآیی بیشتر.

2- اختیار و مسؤولیت: اختیار حق صدور دستورات و قدرت برای اطاعت درست.

3- انضباط: قطعا انضباط برای اداره آرام موسسه بازرگانی ضروری است و بدون انضباط، مؤسسه نمی تواند شکوفا شود.

4- وحدت فرماندهی: یک کارمند تنها باید از یک سرپرست دستورات را بگیرد.

5- وحدت مدیریت: یک رئیس و یک برنامه برای یک گروه از فعالیت ها و داشتن اهداف مشابه.

6- تبعیت منافع فردی از منافع جمعی: منفعت یک کارمند با یک گروه نباید بر اهداف سازمان فائق آید.

7- دستمزد پرسنل: جبران خدمت باید مناسب باشد و تا آنجا که ممکن است، هم رضایت پرسنل و هم رضایت شرکت فراهم گردد.

8- تمرکز: تمرکز برای سازمان ضروری است و پیامد طبیعی سازماندهی است.

9- سلسله مراتب: سلسله مراتب، سلسله سرپرستان که از اختیار نهایی به پایین ترین سطح به صورت زنجیره ای رده بندی شده است.

10- نظم: سازمان باید مکان منظمی برای هر فرد فراهم کند. یک جایگاه برای هر فرد و هر فرد در جایگاه خودش.

11- برابری: برابری و احساس عدالت که در سراسر سازمان گسترده باشد.

12- ثبات دوران تصدی پرسنل: کارکنان برای تطبیق با کارشان و برای عمل در کار به صورت مؤثر، نیاز به زمان دارند.

13- ابتکار: در همه سطوح نردبان سازمانی، شور و اشتیاق و انرژی به وسیله ابتکار افزایش یابد.

14- روحیه جمعی: این اصل نیاز به کار تیمی و حفظ روابط متقابل شخصی را مورد تأکید قرار می دهد.

اگرچه اصلاحاتی جزیی به وسیله نظریه پردازان متأخر مدیریت اداری صورت گرفته است، اصول چهارده گانه فایول، پایه ای اساسی برای این مکتب فکری ایجاد می کند. اگرچه آن باید مورد تأکید قرار گیرد که او قبول دارد که این اصول نه مطلق و نه انعطاف ناپذیر است. «اصول منعطف وقادر به تطبیق با هر نیازی می باشد، آن یک موضوع دانستنی است که چطور از آن استفاده شود، که یک هنر مشکلی است که نیازمند هوشیاری، تجربه، تصمیم و متناسب سازی است» او توصیه می کند که محدودیتی برای تعداد اصول مدیریتی وجود ندارد و این که اصول ارزشمند جدید تعیین شده باید به وسیله تجربه کامل شوند.

واژه بوروکراسی

واژه بوروکراسی همان گونه که به وسیله وبر ایجاد گردیده، پیروانش از آن در معنای متداول استفاده نکردند و به طور اساسی آن را به نوار قرمز و عدم کارآیی متهم نمودند. مدل بوروکراتیک، ویژگی ها و هنجارهای ساختاری مشخصی را که در هر سازمان پیچیده مورد استفاده هستند مورد پردازش قرار می دهد.

مفهوم بوروکراسی در اینجا در شرایط عملکرد نه به معنی خوب و نه به معنی بد مورد استفاده قرار می گیرد، بلکه به جای آن به ویژگی های خاصی از طراحی سازمان اشاره دارد. وبر به بوروکراسی به عنوان مدلی با بیشترین کارآیی می نگریست که باید بیشتر برای سازمانهای (برای نمونه شرکت بازرگانی، دولت، ارتش) پیچیده به طور مؤثر برای برآوردن نیازهای جامعه نوین، به کار گرفته شود. دیدگاه اختیار عقلایی قانونی پایه ای برای مفهوم بوروکراسی وبر بود و آن عبارت از حق به کار بردن اختیار بر اساس موقعیت. «در مورد اختیار قانونی، فرمانبرداری در نتیجه دستور غیر شخصی که به طور قانونی ایجاد شده، صورت می گیرد. آن به شخص اختیار صدور دستور تحت لوای قانون را تنها به علت برتری آن از نظر قانونیت رسمی دستورات و تنها در حوزه اقتدار اداره را می دهد.»

اختیار عقلایی قانونی مبتنی بر پست و مقام در درون سازمان است و زمانی که آن در درون ستاد اداری سازمان یافته شکل گرفت، شکلی از «ساختار بوروکراتیک» به وجود می آید. در درون این ساختار، هر عضو ستاد مدیریت، پستی را اشغال می کند که شرح مشخصی از قدرت را دارد، جبران خدمت به صورت حقوق ثابت است، پست های مختلف در سلسله مراتب اختیار سازماندهی شده هستند، شایستگی برای احراز شغل به وسیله شایستگی فنی تعیین شده است و سازمان به وسیله قواعد و مقررات اداره شده است.» وبر توصیه می کند که شکل بوروکراتیک، کاراترین ابزار مدیریت در مقیاس وسیع است که هرگز در دنیای جدید از همانند آن ایجاد نشده است.


 
comment نظر خودتان را در رابطه با مطلب ، در همین قسمت وارد نمایید ()