آمار بیراهه نرویم مشکل تهران را فقط توسعه کاربرد فناوری IT , ICT حل و فصل می نماید - فناوری اطلاعات و تجارت الکترونیکی - IT & E-commerce

فناوری اطلاعات و تجارت الکترونیکی - IT & E-commerce

امروز توسعه تجارت الکترونیکی برای سهیم شدن مردم عزیز کشورمان از درآمدهای کلان جهانی حاصل از این سبک تجارت و نهایتا رشد در آمد ملی از ضروری ترین امور روزمر’ به شمار می رود. لذا این موضوع مرا بر آن داشت تا وبلاگی در پرشین بلاگ نیز برای این منظور راه اندازی نمایم تا باشد که به حول و قوه الهی قدمی کوچک در این راه برداشته باشیم . . عیسی نجفی فروردین سال 1387

بیراهه نرویم مشکل تهران را فقط توسعه کاربرد فناوری IT , ICT حل و فصل می نماید
مدير وبلاگ : عیسی نجفی - ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

در روزهای اخیر بر آهنگ کوچک سازی تهران از طریق عوامل و اقدامات مختلفی پرداخته و نواخته میشود . هر چند پرداختن به موضوعات مطروحه نظیر انتقال دانشگاه ها (دانشجویان و دانشگاهیان ) ، وزارتخانه ها ( کارمندان و عوامل )  ، صنایع (صنعت و کارخانه ها) در کوچک سازی کلان شهر پایتخت و تسهیل در امور مدیریت شهری و شهروندان ، تسهیل در رفت و آمد و کاهش ترافیک لجام گسیخته  بی تاثیر نیست ولی یک سوال اساسی باقی می ماند . که در این میان آیا بیم آن نمی رود که  کوچک سازی کلان شهر تهران منجر به تولد کلان شهرهای جدیدی نگردد که به مراتب مشکلات آنها فراتر از تهران شود ؟ واقعیت این است که ما در هیچکدام از نقاط دیگر کشور ظرفیت بالقوه بلااستفاده خالی برای پذیریش ترافیک  و سر ریز تهران نداریم . در تمامی شهرها و شهرستانها گزارشات مبسوطی دائر بر کمبود و نبود زیرساختهای فنی و تکنولوژیکی و فناورانه ، ضعف در زیرساختهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی ، کمبود نیروی متخصص و تورم نیروی کار غیر متخصص ، ناچیزبودن حقوق و مزایای نیروهای بومی ،  کمبود امور رفاهی از جمله مسکن ، کار و اشتغال ، ... وجود دارد.   جهت واکاوی مساله و گوشزد کردن چالشهای جدید متاثر از  عملی شدن هر کدام از سیاستهای مطروحه در روزهای جاری بدون توجه و تاکید بر روشهای نوین نظیر توسعه کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات  به بررسی بعضی از آنها می پردازیم :

الف - انتقال دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی به بیرون از پایتخت :

ب- اعطای تسهیلات به کارمندانیکه متمایل به خروج از تهران و انتقال به شهرهای دیگر برای اشتغال مابقی دوران خدمت می باشند

ج - انتقال بعضی از وزارتخانه ها به بیرون از تهران :

 در مورد الف سوالاتی در اذهان خطور می کند و آن اینکه مگر غیر از این است که اعتبار و جایگاه دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی مستقر در تهران با عواملی متعددی نظیر استاد و دانشجو ، کارمند ، پرستیژ اجتماعی ، امکانات و تسهیلات موجود و ساختمانها  ... گره خورده است حال در صورت جدی شدن عزم مسئولین برای انتقال موسسات و دانشگاه ها کدامیک از عناصر عنوان شده قابل انتقال به محیطهای دیگر و استقرار در خارج از تهران خواهد بود . پرواضح و مبرهن است که با سیاستهای اعمال شده در سالهای اخیر برای بومی گزینی در دانشگاه های تهران بعید است که عده قابل توجهی از دانشجویان با توجه به اینکه اولیاء و وابستگان آنها در تهران به کسب و کارهای خود و متنوع اشتغال دارند  حاضر به ترک تهران باشند . براستی آیا ایجاد امکانات مشابه  امکانات و تسهیلات موجود در دانشگاه ها و مراکز خدماتی تهران در سایر نقاط کشور به آسانی میسر می باشد ؟ اگر پاسخ بلی است پس چرا تابحال این تسهیلات در شهرستانها نظیر تهران برقرار نگردیده است ؟ اگر پاسخ نه است پس چگونه بنا است این امکانات در مراکر جغرافیائی جدید به صورت معجزه آسا و برق اسائی ایجاد شود؟ آیا اصولا تمامی اعتبار و جایگاه دانشگاه ها قابل انتقال به دیگر نقاط و مناطق  جغرافیائی خواهد بود؟ پاسخ سوالات مشخص است زیرا به عنوان نمونه همنام دانشگاه های صنعتی موجود در تهران از سالها پیش در شهرستانها وجود داشته است ولی هیچکدام از آنها به لحاظ اقبال عمومی و گرایش دانشجویان و اساتید و مردم به سمت و سوی آنها مشابه آنچه در تهران بوده ، نشده اند بنابراین باید اذعان نمود در کنار امکانات و تسهیلات بالقوه موجود در یک دانشگاه یا موسسه یا هر مرکز اقتصادی و تجاری یا فرهنگی دیگر ، باورها و عقاید  مردم و دیگران نیز خود قسمتی از اندوخته شاید معنوی آن مرکز باشد که براحتی توسط مردم و دارندگان عقیده جایگزین یا تغییر نخواهد کرد . به طور خلاصه باید گفت که آن دانشگاه فقط در تهران دانشگاه شریف یا تهران است و دانشجوی آن نیز فقط در تهران دانشجوی ممتاز و دارای مقام و شان برتر نسبت به مابقی می باشد و او برای این جایگاه مدعی است . بعلاوه پایتخت نشینان در کنار  بهرمندی از امکانات بالقوه موجود  از زیرساخت های دیگری مانند شاهراه های منتهی به پایتخت ، فرودگاه ها ، راه آهن و ... بهرمند هستند که ایجاد هر کدام از این امکانات برای مراکز جدید خود پروژه ایی عظیم و با توجه به داشته های فعلی ایجاد آن شاهکار خواهد بود که قطعا از عوامل و پتانسل موجود ساخته نیست زیرا اگر ساخته بود تابحال باید نمونه هایی از ایجاد آنرا را سراغ می داشتیم . بنابر این نباید به سادگی پذیرفت که انتقال دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی تهران یا کوچک سازی یکباره آن مشکلی از مشکلات موجود را به صورت موثر و اثر بخش حل نماید و در عین حال تاثیری در کیفیت و اعتبار دانشجو و دانشجویان ایجاد ننماید.  و تاثیری مطلوب و قابل ملاحظه در ارتقاء کیفیت زندگی مردم تهران داشته باشد.

در رابطه با بند ب یعنی اعطاء تسهیلات به کارمندانیکه  با تمایل خود یا  حتی به اجبار از تهران خارج میشوند نیز باید به سوالات زیر پاسخ داد:

با توجه به قوانین و مقررات موجود و چشم انداز های موجود که کوچک سازی دولت و کاهش تصدی گری در دستور کار می باشد ایا ادارات و سازمانهای خارج از تهران به خدمات اشخاص و کارمندان مورد نظر نیازی دارند. یا اینکه انباشتگی جدیدی در صف و ستاد ادارات خارج از تهران اجتناب ناپذیر خواهد بود ؟

آیا شهرستانهای مقصد که میزبان این عزیزان خواهند بود  از زیرساخت های اقتصادی و رفاهی لازم برای تسهیل زندگی آنها بهره مند هستند یا اینکه نه بناست این عزیزان مسکن خود را در تهران داشته باشند و با تسهیلات دولت در شهرستان نیز مسکن تهیه نمایند و از حقوق و مزایای بالاتر از همنوع یا هم طراز خود در شهرستان برخودار باشند و در حالیکه کارمند شهرستانی هم طراز تا آخر عمر نمی تواند خانه و کاشانه برای خود ابتیاع نماید او به یک باره از تهران به شهرستان قدم رنجه نماید و بلافاصله از همه چی برخوردار شود و  بعد از مدتی هم که اب ها از اسیاب افتاد به بهانه های مختلف مترصد فرصتی برای برگشت به تهران باشد .؟

آیا صرف اینکه کارمندی از تهران به شهرستان منتقل شود  می توان تصمیم گرفت که او را از مزایای جدیدی و برتری در شهرستان نسبت به کارمند همتراز برخوردار  نمود ؟ ایا این خود به معضلی برای از دست رفتن سرمایه یا عوامل  انگیزشی کارمندان قبلی نهادها و ادارات شهرستانها مبدل نخواهد شد ؟ ایا این خود بی عدالتی نیست که اینگونه فاصله طبقاتی جدیدی در ادارات بدون توجه به مقوله شایسته سالاری و خدمت محوری ایجاد نمود؟ با این اوصاف به نظر میرسد که این مقوله نیز بجای اینکه مشکلی از مشکلات موجود را حل و فصل نماید در آینده ای نزدیک موجب برور رخداد های نامیمون دیگری نظیر نشر نوعی بی عدالتی جدید ، از دست رفتن عوامل انگیزشی کارمندان شهرستان و حتی کارمندان منتقل شده گردد .

در رابطه با بند ج یعنی انتقال بعضی از وزارتخانه ها و نهادهای  ستادی به سایر نقاط کشور نیز باید گفت که فلسفه وجودی و تمرکز نهاد های تصمیم گیری و تصمیم سازی و مدیریت ستادی هر کشوری در مقوله سهولت و تسهیل و تسریع در گردهم ایی و مشارکت و تشریک مساعی  برای کشف روش صحیح مبتنی بر  خرد جمعی نهفته است حال تصور کنیم که این نقل و انتقال انجام شود اما هنوز ضرورت برگزاری جلسات و همایش های درون سازمانی یا برون سازمانی، بخشی یا فرابخشی مشترک در قالب  ارتباطات عمودی یا افقی به قوت خود باقی باشد . یعنی رتق و فتق امور مشتری یا شهروند در گرو گردش و چرخش زنجیره ای   بین نهادها و ارگانها  و سازمانهای وابسته یا کاملا مستقل نهفته باشد. چگونه می توان تسهیل در خدمت رسانی به شهروند عزیز کشور را تصور نمود . فرض کنید صنعت گری دنبال اخذ تاییدیه وزارت صنایع برای محصول یا بنگاه خود باشد او در زنجیره کار خود نیازمند مراجعه به ستادهای دیگری نظیر وزارت بازرگانی ، وزارت کشاورزی ، وزارت اقتصاد و دارایی ، وزارت دادگستری (ثبت و اسناد ) و رفاه و تامین احتماعی ، وزارت کشور و محیط زیست و ... خواهد بود حال فرض کنید هر کدام از این ستادها در نقطه ای دور تر از دیگری جایابی و مستقر  شده باشد. چگونه می توان حال و احوال شهروند بیچاره را در خلال پیگیری موضوع  متصور بود . بنابر این نتیجه می گیریم این روش نیز راهی برای گریز از مشکلات موجود نیست بعلاوه فرض کنیم مشکل مردم و  شهر تهران را حل و فصل نمودیم آیا نباید تصور کنیم که برای شهرهای دیگر مشکلات جدیدی ایجاد نموده ایم که به مراتب پیچیده تر از مشکلات تهران و لاینحل تر می باشد؟ اما چه باید گرد؟

باید اذعان نمود که نباید مسئولین تصمیم ساز و تصمیم گیر کشور از توسل به تکالیف و روشهای دیگر غیر از موارد مطرح شده که شاید بدترین راه ممکن برای کاستن از عواقب معضلات فعلی باشد غفلت نمایند. زیرا مشابه مشکلات ما در کلانشهرهای دیگر دنیا که گاها وسعت و قدمت و جمعیتی فراتر ار ایالت تهران دارند با توسل به روشهای نوین مبتنی بر مدیریت صحیح و کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات حل و فصل گردیده است . که می توان  در رویکرد سنتی به تقویت زیرساخت های عمرانی و حمل و نقل مجهز و نوین نظیر  قطار شهری ، متروها ، بزرگراه های  تسهیل  کننده ورود به شهر یا خروج از شهر  و ایجاد شهرهای جدید اطراف کلان شهر با تسهیل در سرعت عبور و مرور به محل اسکان و یا کار خلاصه نمود . و در رویکرد نوین نیز به توسعه کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات و کوچک سازی سازمانهای سنتی و ایجاد سازمانهای مجازی در بستر دنیای وب و اینترنت اشاره داشت .  در رویکرد جدید دانشجو و استاد در دانشگاه مجازی به سهولت قابل تعامل و گفت و گو و تعلیم و تعلم هستند . کارخانه ها و بنگاه های اقتصادی و تجاری و اجتماعی و سیاسی با کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات و ابزار دقیق و نوین و سازمانهای مجازی به سهولت در حال تولید کالا  یا  خدمات با کمترین خطا و بیشترین اثربخشی هستند . در خیلی از کشورها امروزه با توسعه کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات کارمندان وزارتخانه ها  براحتی کار خود را در بستر وب به صورت کار در خانه بدون ضرورت خروج از منزل به انجام میرسانند  . شهروندان به سامانه های مجازی  دریافت خدمات دولت در قالب دولت الکترونیک به صورت شبانه و روز دسترسی داشته و امور و خدمات خود را دریافت می دارند . شهروندان مایجتاج خود را بدون ضرورت خروج از منزل   در بستر مبادلات الکترونیکی و سازوکارهای هوشمند تهیه ، سفارش و توزیع تامین می نمایند .  حال اکر بنا است که دنبال حل مشکلاتی نظیر ترافیک لجام گسیخته ، پیچیدگی مدیریت خدمات شهری و ...  کلانشهر تهران باشیم  عقل سلیم کدام روش یا استراتژی را توصیه می نماید ؟  راهی که مشکلات جدیدی را ایجاد می نماید و با سایر سیاستهای راهبردی نیز مطابقت ندارد یا اینکه در قالب پیگیری اهداف قانون چهارم توسعه به توسعه اقتصادی مبتنی بر دانش با توسل به شیوه های نوین نظیر توسعه اقتصاد الکترونیکی ، دولت الکترونیکی ، تجارت الکترونیکی ، بهداشت و آموزش الکترونیکی و ... در صدد حل مشکل باشیم . با وجود چشم اندازهای ابلاغی که ضرورت نیل به سمت و سوی رقابت با رقبای منطقه برای کسب مقام برتر منطقه را برای دولت مردان و مردم کشورمان در سال 1404 به وضوع تببین نموده است و شکی باقی نمی ماند که حل و فصل بسیاری از معضلات و رفع پیچیدگی های موجود در گرو کاربرد صحیح و سریع و موثر فناوری اطلاعات و ارتباطات در تمام عرصه ها نهفته است . تجربیات کشورهای دیگر در حل و فصل مشکلات مشابه  کلان شهر تهران دلالت بر کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات بخصوص کاربرد دولت الکترونیک و تجارت الکترونیک داشته است . دولت ها در تلاش بوده اند تا علاوه بر دولت الکترونیکی ، سازمان یا وزارتخانه الکترونیکی ، شهر الکترونیکی به تربیت شهروندان الکترونیکی نیز که قادر به انجام کارها و تامین نیازهای خود در بستر وب می باشند همت بگمارند . با توضیحات  ارائه شده باید گفت که هر چند راه های پیش بینی شده برای انتقال وزارتخانه ها ، دانشگاه ها و کارمندان به خارج از تهران می تواند به اندکی از آلام و مشکلات ناشی از پیچیدگی لجام گسیخته تهران بینجامد ولی قطعا راه حل مناسب و امروزی و اثر بخش نیست نباید بیراهه رفت مشکل تهران و کشور فقط و فقط  در گرو عزم جدی مسئولین با همت مضاعف و کارمضاعف برای توسعه کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات نهفته است.  پس بیراهه نرویم مشکل تهران و کشور را فقط توسعه کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات حل و فصل می نماید.


 
comment نظر خودتان را در رابطه با مطلب ، در همین قسمت وارد نمایید ()